محمدداوود یوسفی- مدیر مسئول
اسلام باداعیه حفظ کرامت و ارزشهای انسانی، حقوقی فراتر ازحقوق بشر مصطلح برای انسانها قایل شده است، این مسئله درحالی است که ما همه روزه شاهد تناقضات رفتاری مدعیان حقوق بشر در غرب هستیم و درمقابل، کشورهای اسلامی را به عدم رعایت حقوق بشر محکوم مینماید؛ لذا اسلام بر رعایت حقوق همه انسانها تاکید دارد؛ بر این اساس، از بدو ظهورش همواره بر کرامت انسانی، حق حیات، حق تعلیم وتربیت، حق آزادی و تساوی حقوق زن و مرد برنامه داده و از آن حمایت کردهاست. قبل از بعثت پیامبر اسلام، از زن بهعنوان “شیطان” و “منبع شر” نامبرده میشد و هیچ ارزشی در جوامع مختلف به وی داده نمیشد، تا جایی این ظلم پیش رفته بود که نهتنها زن ارث نمیبرد، بلکه خودش بهعنوان میراث به ارث برده میشد. در برخی ملل نیز دختران زنده بهگور میشدند؛ اما اسلام با ظهورش همه این تابوها را شکست و به زن جایگاه، حقوق و امتیازاتی داد که برخی مشترک است میان زن و مرد مانند: اسلامآوردن، برخورداری از نعمتهای دنیوی و اخروی و…
در مواردی نیز حقوق اسلامی مختص زن است مانند مهریه، نفقه و…، از طرفی، زنان در امور اجتماعی نیز همپای مردان قرار گرفته است؛ اشتراک در جنگها، تجارت، خیاطی، بیعت با رسول خدا و… از جمله کارهایی بود که در ابتدای اسلام، زنان به آنها ورود پیدا کردند؛ بنابراین زن بر اساس آموزههای اسلامی از جایگاه بینظیری در مقایسه با جوامع دیگر برخوردار است؛ لذا اسلام هزاروچهارصد سال پیش بر حقوق زنان و حق اشتراک در امور اجتماعی تاکید کرده است.
اما در جهان کنونی، روزی بنام “هشت مارچ” و دفاع از حقوق زنان در سال ۱۹۷۷ میلادی در سازمان ملل به تصویب رسید.
در چند سال اخیر، روز 8 مارچ نهتنها در کشورهای توسعه یافته بلکه در جوامع در حال توسعه یا کشورهای به اصطلاح “جهان سومی” نیز به صورت گستردهای مطرح و ابعاد تازهای به خود گرفته است. در این روز زنان در بسیاری از نقاط دنیا برای احقاق حقوقشان دست به برنامهها و اقدامات مختلفی میزنند.
علاوه بر این، زنان در روز جهانی زن تلاش میکنند تا از این روز برای انعکاس پیشرفتها و دستاوردهای بهدست آمده خود استفاده کنند. حال سوال مطرح میشود که آیا خواستههای زنان و مشکلاتشان با وجود فرهنگهای مختلف در سراسر جهان یکی است؟ آیا مواضعی که سیاستمداران کشورهای قدرتمند و بسیاری از رسانههای دنیا در قبال این روز اتخاذ میکنند، حقیقی هستند یا بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد؟ آنچه مسلم است با توجه فرهنگ و عنعنات هر کشور خواستههای زنان متفاوت است. نمیتوان تعریفی را که برای احقاق حقوق زنان در غرب مطرح است در شرق یا کشورهای اسلامی آنرا تطبیق و تعریف کرد؛ زیرا روش و منش مردم شرق و غرب و کشورهای اسلامی کاملا با آنان متفاوت است.
زنان افغانستان امروز با دو نوع تعریف از حقوق زن روبهرو هستند، یک: حقوق اسلامی که ریشه در اعتقاد و فرهنگ مردم دارد و دومی: حقوق بر اساس معیارها و ارزشهای غربی که وارداتی هستند و سنخیت و تطابقی با فرهنگ و عنعنات مردم افغانستان ندارند.
در بیست سال حضور غربیها در افغانستان، برای به ثمررساندن این نوع حقوق، داراییهای کلان و گزاف خرج شد و وزارتی بنام “وزارت زنان” تشکیل شد اما همه این ها بینتیجه ماند، چراکه آنچه غرب بهدنبال آن بود، متضاد با فرهنگ و جامعه افغانستان در مورد زنان بود، پس تا زمانی که غرب راه دیگرپذیری را در پیش نگیرد همان آشو همان کاسه خواهد بود.
از طرفی امروزه بحث حقوق زنان، به ابزار فشار سیاسی توسط کشورهای ثروتمند و عمدتا غربی بر کشورهای ضعیف تبدیل شده است، درحالیکه سیاسیون و رسانهها اگر واقعا صداقت دارند به اعتقاد و فرهنگ ملتها احترام گذاشته و کمیعمیقتر به این مسئله بپردازند.
در واقع، تلاشهایی که در دو دهه گذشته برای احقاق حقوق زنان انجام گرفته است، بهنظر میرسد نتیجه ملموسی نداشته است؛ زیرا کسانی که در رأس این کار قرار داشتند با فرهنگ و ایده غربی وارد شدند و بسیاری از آنان حتی با فرهنگ و درد این قشر از جامعه بیگانه بودند؛ بر این اساس با فروپاشی نظام جمهوریت همه تلاشهایشان بیهوده شد؛ درحالیکه اگر فعالیتهای خویش را در چوکات فرهنگ اسلامی و ملی قرار میدادند و بر اساس آن کار میکردند، امروز وضعیت برای زنان در افغانستان بهتر بود.
آنچه امارت اسلامی افغانستان به آن تاکید دارد همین نکته است؛ فعالیتهای زنان باید در چوکات فرهنگ اسلامی و اعتقادات و عنعنات ملت باشد، از اینرو، باید منتظر ماند و به حاکمیت نوپا وقت داد تا زمینه حضور زنان را در وظایف مورد نیاز جامعه فراهم کنند.
آنچه سران امارت اسلامی تا بهحال به آن تاکید ورزیدهاند، عدم حضور زنان نبوده، بلکه قول دادهاند شرایط را برای حضورشان فراهم خواهند کرد، اما این پروسه زمانبر خواهد بود و از طرفی حاکمان جدید هر آنچه را تا به،حال قول دادهاند به آن عمل کردهاند؛ لذا دنیای غرب و مدعیان حقوق بشر نباید به همه چیز نگاه سیاسی داشته باشند و خود را حاکمان مطلق دنیا معرفی کنند، این نوع نگاهها با تعاریفی که خودشان از آزادی و حقوق زن دارند، در تضاد است.