قطع مؤقتِ اینترنت و بازتاب شایعات رسانهای، عامل نگرانیها چیست؟
محمد داود اسحاقزهی «یوسفی»
در دو روز گذشته تمام خدماتی اینترنتی و شبکههای تلفنی در افغانستان قطع شد. در این دو روز افغانستان از جهان بیرون منقطع بود. با توجه به درهمتنیدگی زندگی مردم امروز با جهان اینترنت، این واقعهی ناگهانی، در دل مردم نگرانیهایی را به وجود آورد. اما عامل اصلی نگرانیها، اخبار و معلومات غلط و نادرستی بود که در خصوص علل قطعی اینترنت از سوی شماری از رسانههای مترصد بازتاب داده شد و آن را به نفع خویش و علیه حاکمیت امارت اسلامی تفسیر و تشریح کردند.
شکی نیست که رسانهها یکی از مؤثرترین ابزارهای ارتباطی در جوامع مدرن بهشمار میروند که نقش اساسی در شکلدهی افکار عمومی، آگاهیبخشی، آموزش، نظارت بر عملکرد دولتها و تقویت یا تضعیف ارزشهای اجتماعی دارند. در دنیای امروز، رسانهها تنها ناقل خبر نیستند، بلکه با تولید محتوا، تحلیل رویدادها و ایجاد گفتمان، میتوانند بر سیاست، اقتصاد، فرهنگ و امنیت یک کشور تأثیر مستقیم بگذارند.
با توجه به این جایگاه مهم، مسئولیت اخلاقی و حرفهای رسانهها نیز افزایش یافته و انتظار میرود در راستای حقیقتگویی، عدالت، شفافیتسازی و حفظ منافع عمومی عمل کنند.
برهمیناساس، در دو روز قطعی اینترنت در افغانستان، رسانههای بیرون مرزی شایعاتی را بازتاب دادند، مثل:
«مقامات طالبان در بیانیهای اعلان کردند که علت قطع اینترنت اختلال و فرسودگی کابلهای فیبر نوری است که در حال ترمیم است و نه فرمان ممنوعیت سراسری.»
برخی رسانهها نیز گزارشهایی مبنی بر این منتشر کردند که «تعطیلی اینترنت برای مدتی محدود خواهد بود و پس از آن اتصال مجدداً برقرار خواهد شد. باوجوداین، تا زمان گزارش، وضعیت شبکهها در بسیاری از نقاط هنوز بهطور کامل باز نگذشته بود.» و بسیاری از شایعات دیگر.
در حقیقت، این تناقضها و انتشار شایعات ناصحیح باعث شد تا افکار عمومی دچار سردرگمی مضاعف شود و اعتماد به رسانهها کاهش یابد.
جدا از بررسی علت قطعی اینترنت، چنین اتفاقی در همهی دنیا رخ میدهد و اشکالی در آن دیده نمیشود؛ اما اینکه چنین مسئلهای باعث شود رسانههای فعال و بیرون مرزی توضیح و تفسیر یکطرفه و بدون مدرک و دلیل پخش و نشر کنند، مشکل ایجاد میکند و باعث افزایش نگرانی و پریشانی مردم میشود.
آسیبها و پیامدهای اجتماعی
انتشار اخبار دروغ، علاوهبر آسیب به اعتبار رسانهها، تبعات گستردهای برای جامعه به همراه دارد؛ بهطور مثال:
۱. افزایش اضطراب و بیاعتمادی؛ مردم نمیدانند کدام منبع اطلاعاتی را باور کنند و از بلاتکلیفی وضعیت زندگیشان نگران میشوند.
۲. بینظمی اقتصادی و اداری؛ کسبوکارها، بانکها و نهادها زمانی وابسته به اینترنتاند؛ انتشار اخبار نادرست میتواند باعث تعطیلی زودهنگام یا تصمیمگیریهای ناصحیح شود.
۳. واسطهای برای سوءاستفادهی سیاسی؛ گروههایی که به دنبال بهرهبرداری از چنین وضعیتهایی هستند، ممکن است شایعات را دامن بزنند تا افکار را به سمت خاصی سوق دهند که منافعشان را تأمین میکند.
۴. کاهش امید و اعتماد اجتماعی؛ وقتی مردم ببینند که رسانهها و نهادها نظارتی بر انتشار اخبار ندارند، اعتماد عمومی ضعیف میشود و هراس عمومی عمیقتر میگردد.
راهکارها برای مقابله با نشر اخبار دروغ
برای کاهش تأثیر شایعات و خبرهای نادرست در چنین بحرانهایی لازم است:
۱. رسانهها اخبار را باید از منابع معتبر و تأییدشده منتشر کنند؛
۲. مصرفکنندگان رسانهای نیز پیش از انتشار اخبار، به منبع و مستندات آن توجه کنند.
۳. نهادهای رسانهای و دولتی مکانیسمهای پاسخگویی و شفافیت بیشتری در مقابل افکار عمومی ایجاد کنند.
۴. آموزش رسانهای عمومی فراهم شود تا مردم بتوانند تشخیص دهند چه خبری صحیح است چه خبری شایعه.
۵. آژانسهای نظارت بر رسانهها تقویت شوند تا در صورت نشر اخبار نادرست، برخورد متناسب صورت گیرد.
نتیجهگیری
قطع اینترنت در افغانستان، یک رویداد واقعی و شاید ضرورت مؤقتی بود که تأثیرات عمیقی روی زندگی مردم گذاشت، اما بخش مهم بحران یا ریشهی آن، ناشی از نشر و بازتاب اخبار ناصحیح و شایعاتی بود که از زبان رسانهها منتشر شد. در چنین شرایطی، توان رسانهها در طرح حقایق و اصلاح اخبار، و مسئولیت شهروندان در مقابله با شایعات، بیش از پیش اهمیت مییابد.